تبلیغات
نقش چهار فصل - رمز نقوش در سجاده ها و فرشهای محرابی دوره اسلامی در ایران
نقش چهار فصل
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

رمز نقوش در سجاده ها و فرشهای محرابی دوره اسلامی در ایران

فصلنامه گلجام ( شماره 16 – تابستان 1389 )

آثار  و یافته های دوره تمدن و هنر اسلامی بر سطوح مختلف از جمله چوب ، لوح سنگی ،گچ بری ، پارچه ، گلیم ، جاجیم یا قالی و قالیچه به اشكال مختلف هندسی یا منحنی و نمادها و نشانه هایی از دل طبیعت یا برگرفته از الهامی عمیق و حسی طراحی و اجرا شده اند.

هنر طراحی نقشه فرش و مهارت بافت فرش كه با صنعت موجود و صنایع دستی از یك سوو تلفیق با معیارها و شاخص های طبیعی و تجسمی از سویی دیگر در عجین شدهاند،رمز ارتباط هنرمند با محیط اطراف خود و حتی طرز فكر و باورهای دینی و آئینی وی ، همراه با نوآوری بوده است.تمركز عمده این تحقیق بر آن دسته ای از فرش های ایرانی است كه طرح و نقشه اش به صورت محراب بر سجاده یا فرشی مزین به طرح و نقشه محرابی استوار می باشد.

در این مقاله تحقیقی با اشاره به فرش های محرابی و سجاده ها سعی شده است تا با استفاده منابع ، ابتدا مضمون های رایج از جمله وجود ((طاق محراب )) و (( دروازه )) در فرهنگ و هنر دوره اسلامی مورد توجه قرار گیرد : سپس نتایج حاصل با توجه آثار نگارگری و سابقه پیدایش این گونه فرش ها بررسی و همراه با معرفی چند اثر در این باب ارائه گردد.

در ادامه به نمونه های اولیه موجود كه در آن ها از نقوش گل و گیاه و مرغ استفاده شده و سپس به دو نماد رایج در فرش ها ، یعنی (( قندیل )) و (( سرو )) به طور اختصاص پرداخته و چند ویژگی این فرش ها تحلیل و معرفی می شود.

رمز نقوش در سجاده ها و فرشهای محرابی دوره اسلامی در ایران

فصلنامه گلجام ( شماره 16 – تابستان 1389 )

آثار  و یافته های دوره تمدن و هنر اسلامی بر سطوح مختلف از جمله چوب ، لوح سنگی ،گچ بری ، پارچه ، گلیم ، جاجیم یا قالی و قالیچه به اشكال مختلف هندسی یا منحنی و نمادها و نشانه هایی از دل طبیعت یا برگرفته از الهامی عمیق و حسی طراحی و اجرا شده اند.

هنر طراحی نقشه فرش و مهارت بافت فرش كه با صنعت موجود و صنایع دستی از یك سوو تلفیق با معیارها و شاخص های طبیعی و تجسمی از سویی دیگر در عجین شدهاند،رمز ارتباط هنرمند با محیط اطراف خود و حتی طرز فكر و باورهای دینی و آئینی وی ، همراه با نوآوری بوده است.تمركز عمده این تحقیق بر آن دسته ای از فرش های ایرانی است كه طرح و نقشه اش به صورت محراب بر سجاده یا فرشی مزین به طرح و نقشه محرابی استوار می باشد.

در این مقاله تحقیقی با اشاره به فرش های محرابی و سجاده ها سعی شده است تا با استفاده منابع ، ابتدا مضمون های رایج از جمله وجود ((طاق محراب )) و (( دروازه )) در فرهنگ و هنر دوره اسلامی مورد توجه قرار گیرد : سپس نتایج حاصل با توجه آثار نگارگری و سابقه پیدایش این گونه فرش ها بررسی و همراه با معرفی چند اثر در این باب ارائه گردد.

در ادامه به نمونه های اولیه موجود كه در آن ها از نقوش گل و گیاه و مرغ استفاده شده و سپس به دو نماد رایج در فرش ها ، یعنی (( قندیل )) و (( سرو )) به طور اختصاص پرداخته و چند ویژگی این فرش ها تحلیل و معرفی می شود.

واژگان كلیدی : محراب ، سجاده ، فرش سجاده ای ، فرش محرابی ، نگارگری ، دوره اسلامی

نقش و نگار فرش ایرانی را می توان به دو گروه كلی هندسی و منحنی تقسیم كرد.در گروه هندسی خطوط اغلب به صورت افقی ، عمودی و مورب در اندازه های مختلف هستند و نقش های تكرار شونده با توجه به منطقه بافت و قوم بافنده متفاوت است.در گروه منحنی نقش ها از ساده به پیچیده در هم تنیده شده و غالبا با نماد ، نشانه یا سمبل همراه با ذوق و سلیقه طراح به خلق اثر فاخر منجر می شوند.

دسته بندی طرح ها و نقوش در فرش ها كه عموما در هفده یا نوزده رده مشاهده شده اند شامل :

بناهای باستانی ،شاه عباسی،اسلیمی یا پیچشی ، افشان ، بوته ، بند بندی ، ماهی در هم ، درختی ، شكارگاه ، خشتی ، گل فرنگ ، شكسته ، گلدانی ، محرمات ، تزئینی ، تركیبی ، محرابی یا سجاده ای و ... هستند كه هر یك به گروه های فرعی نیز طبقه بندی شده اند.

ذكر نام فرش های محرابی یاد آور محراب ، جایگاه نماز ، سجده گاه و مقدس ترین عمل یعنی نماز می باشد.اولین تعریفی كه از فرش های محرابی ارائه شده ، این است كه این فرش ها جهت نماز در منزل یا برای امام جماعت مساجد بافته شده است.در رابطه با فرش های محرابی بحث های زیادی در اقوال محققان ایرانی مطرح است: از جمله نماد شناسی در فرش های محرابی ، طبقه بندی گونه های متنوع محراب های به كار رفته در آن ، كه هریك از آنها نیز در بحثی مفصل ارائه شده اند. بحث در باب فرش های محرابی ، مرتبط با محراب مساجد و محراب در دوره اسلامی و حتی ریشه ای دیرینه تر یعنی در مهرابه های پیش از اسلام معرفی شده كه در ایران و سایر مناطق جهان به عنوان جایگاه پرستش مهر وجود داشته است.

مهمترین تحقیقاتی كه در ارتباط با محراب در دوره اسلامی انجام شده ، رابطه بین محراب های دوره اسلامی و مهرابه های پیش از اسلام است كه جهت توضیح ، اغلب (( معبد میترائیان )) را مهرابه خوانده اند.این كلمه از دو بخش مهروآبه تشكیل شده است.برای مفهوم قسمت دوم این واژه یعنی ( ابه ) معانی گوناگونی آورده اند: از جمله مكانی فیزیكی شبیه غارهایی كه به عنوان مراكز عبادت مورد استفاده قرار می گرفت ( سجادی،1375: 3 ).البته در ارتباط با این موضوع نظریه مهم دیگری نیز بیان شده است و آن محراب در معنای اسم مكان بر وزن مفعال یعنی مكان حرب (محل جنگ ) است كه از لحاظ ظاهری نیز بیانگر ساختار ارتباط مهراب و محراب را بیان می كند.

به لحاظ سمبلیك ، محوری ترین بخش در معماری مسجد (( محراب )) است .این واژه در لغت به معنای (( محل جنگ و جهاد است و ازدیدگاه راغب اصفهانی در المفردات ، محراب مسجد را از آن رو محراب گویند كه محل جنگ با شیطان و هوای نفس است .)) ( بلخاری ، 1384 : 35 ) .پس در ارتباط با مفهوم و مضمون محراب ، دو نظریه كلی مطرح است و ((غرض از ایجاد محراب در مساجد به طور سمبلیك معطوف ساختن نمازگزاران به سوی قبله بود )).اما شاید محراب در سایر فرهنگ ها دارای مفهوم نمادین دیگری نیز بوده است ، برای مثال در هنر یونانی ، رومی و بیزانسی ، تمثال مورد احترام را به طور معمول در جلوی فرو رفتگی دیوار قرار می دادند، یا این امر كه معمار مسلمان چون به تصویر كردن موجودات زنده مجاز نبود، القای حضور پیامبر (ص) را در مسجد به صورت نمادین با ایجاد محراب پدید آوردند.بدین ترتیب محراب عنوان عالی ترین نماد مذهبی را به خود گرفت:یعنی حضور پیامبر و آموزه های او را در مسجد مورد توجه خاص قرار گرفت، سپس مسلمانان از جهت ساختاری نیز دگرگونی های چشمگیری در عرض ، ارتفاع و عمق آن پدید آوردند((اگر هدف از ایجا محراب فقط نشان دادن قبله بود، شاید برازندهتر بود كه طاقچه ای تا ارتفاع دیوار ساخته می شد تا برای همه مومنان قابل رویت باشد.در صورتی كه محراب هیچ گاه از زمین رها نشده ، بلكه عمیق تر هم شد،عمق محراب در مسجد قرطبه به حدی رسید كه آن را به صورت اتاقی كوچك در آوردند))(همتی گلبان، 1376 : 108 )

نقوش تزئینی محراب را معمولا نقوش اسلیمی ، نقوش هندسی و نقش های تركیبی دیگر تشكیل می دهند،نقوش اسلیمی به صورت نقش های مشبك شده گیاهی ،گل ها ، بته ها ، شاخ و برگ درختان و میوه هاست.این گیاهان را خوشه های انگور ، برگ های مو و پیچك ها تشكیل می دهند كه قبل از آن  كه بر روی فرش نقش آفرینی كند، اغلب بر روی محراب های گچی مشاهده شده اند واین تزئینات احتمالا بی ارتباط با شعر حافظ كه فرمود (( به می سجاده رنگین كن گرت پیر مغان گوید ... )) نیست .به نظرمی آیدكه هنرمندان با آگاهی از عرفان و سلوك دینی و آئینی ، به تنوع بخشی نمادها ، نشانه ها و تزئینات در محراب ها اقدام كرده اند و به تدریج با نفوذ خلاقیت و نوآوری ، این تصویرها را جهت آراستن نقوش فرش ها تجسم ، طراحی و پیاده سازی نموده اند .

نقوش موثر بر طرح محرابی

با نگاهی دیگر به این موضوع نكات با ارزشی آشكار می شود كه از آن جمله اهمیت و تقدس قوس ، طاق و معانی به كار رفته پیرامون آن و اهمیت دروازه ها در معماری و شهرسازی دوران باستان تا دوره اسلامی می باشد.اصل عمده معماری در مسجد ، قوس است كه در تمام اجزای آن و ازجمله در محراب هم این فرم به بهترین و زیباترین شكل آمده است.به نظر برخی هنرشناسان (( حد فاصل میان متافیزیك مسجد با فیزیك آن محراب است ، كه خود دلیل دیگری بر تقرب ماده و معنا در هنر معماری اسلامی است.معادل لاتینی قوس دو لفظ آرك و آركی یا آرچی است.این لفظ (آرچی )به معنای كمان استكه در عربی به آن قوس می گویند: یعنی بر همین منوال قوس و كمان در اغلب فرش های محرابی و سجاده ای نیز مشاهده می شود.))

هم ارز لغوی آرك كه به معنای معماری ، ساختن ، خانه و سقف است با عرش در زبان عربی و آرك ، ارگ ، ارج ، ارج ، ارز و ارزش در فارسی كه در همه آن ها به معنای ساختن ، تقدس ، سروری ، بلندی و پاكی است، نشان از رفعت ، بلندی ، پاكی و معماری ( ساختن ) مسجد دارد.هم ارز لغوی عرش به معنای قوس و آرك ( معماری ) و ارك ( اریكه و معماری قدسی ایران باستان ) ، یعنی قوس مطرح در معماری ، مسجد را تمثیل تمامی معانی جاری در بطن این واژه و دیگر واژگان و مترادف آن در زبان های لاتین ، فارسی و عربی قرار می دهد.حضور این قوس در معماری مذهبی قبل از ظهور اسلام در ایران در ایران و نیز و نیز معماری كلیسا ( به ویژه محراب ) در هنر صدر مسیحیت و بیزانس می تواند به نحوی بازتاب مفاهیم معنوی واژه آرك یا عرش باشد.در اهمیت دروازه ها، استاد كامان در بحث فرش های محرابی و در بیان محراب و قوس ها و اهمیت آن در معماری و هنر اسلامی آورده است كه (( دروازه ها و قوس ها در دوران اولیه اسلامی اهمیت گسترده ای در مشرق زمین داشته اند.اسم شهر بابل خود به معنی دروازه خدایان است و در اسلام ممكن است تفكر دروازه با درونی ترین بخش از بهشت ارتباط داشته باشد و در قلمرو تصوف ، در و دروازه آستانه خرد نامتناهی است )) ( بلخاری ، 1383 : 67 )

رواج نقش محراب بر روی فرش ، همانند رواج نقش های هراتی ، نشانه غلاقه شدید مردم ایران به آئین مهر است .به طوری كه پس از تغییر اجباری مذهب با فشار سامانیان و پس از آن نمادهای مهم و اساسی آن روی هنر غیر رسمی ایران و حتی در دل ایرانیان باقی ماند . این نقشه نه فقط بر فرش و معماری و مساجد باقی ماند ، بلكه نقشه محرابی در قفقاز ، در میان ارامنه ، در بین یونانیان و رومیان و تركان و دیگر اقوام گسترش یافت .نقشه محرابی تقریبا در همه نواحی ایران ، شمال ، شرق و غرب و حتی تا مصر در میان اقوام مختلف دارای حاشیه متفاوت بوده و گاه در ون نقشه محراب با چراغ ( آویز ) و با نقش های دیگر نیز آراسته شده است ( حصوری ، 1381 : 56 ).

فرش های محرابی در آثار نگارگری

بحث سجاده و فرشهای محرابی به عنوان جایگاه سجده مسلمانان ، در مقدس ترین عملی كه پنج نوبت در شبانه روز ، در هفده ركعت و سی و جهر سجده انجام می پذیرد مطرح می شود .(( سجده نه تنها بخشی از اجزای عباداتی نظیر نماز است ، بلكه خود نیز به تنهایی عبادتی بلند مرتبه محسوب می شود.حتی در هنگام قرائت برخی از آیات قرآن كریم نیز به جای آوردن سجده واجب )). براساس تعالیم رسول خدا ( ص) سجده نزدیك ترین حالت بنده به پروردگار به شمار می آید.لذا با توجه به جایگاه رفیعی كه سجده از آن برخوردار است ، به جای آوردن صحیح آن برای مسلمین اهمیت ویژه پیدا می كند.یكی دیگر از مفروشات كه پیامبر اكرم (ص) بر روی آن به نماز می ایستادند و به هنگام سجده پیشانی مبارك خویش را برآن می نهادند ، خمره نام دارد.

خمره سجاده كوچكی است كه از شاخه ( لیف ) درخت خرما ، گیاهان و درختان دیگر تهیه می شود كه به هنگام سجده ، صورت را بر روی آن می گذارند.ابن عباس ، لبن عمر و هم چنین ام سلمه ، میمونه و عایشه كه از زنان پیامبر اكرم (ص) بودند ، در رئایت هایی مجزا نقل میكنند كه (( آن حضرت بر روی خمره نماز می خواند و برخی از اوقات شخصی را امر می نمود تا برای آن حضرت خمره ای از مسجد بیاورد تا روی آن به نماز بایستد )) ( پایگاه موسسه فرهنگ اسلامی ، 1385 ). در لغت نامه دهخدا در ذیل كلمه خم آمده است كه (( [خ م ر ] (ع ا) سجاده ای كه از برگ خرما بافته شده )) ( معین ، جلد هفت ، 1389 ، 9957 ).

از طرفی ، با توجه به اینكه آثار نگارگری از مهم ترین منابع در بررسی تاریخ ، فرهنگ و هنر ایران می باشد ، با عنایت ویژه به جهت ثبت اسناد هنری به این آثار اهمیت خاصی دارد. توجه به ‌آثار و اطلاعات نوشتاری و تصویر گری مرتبط با آن كه در منابع تاریخی آمده ، ذكر چند نمونه از فرش های محرابی اولیه را آسان كرده است.شاید وجود فرش محرابی قندیل دار ، مربوط به قدیمی ترین تصویر سجاده ای از یك تابو مینیاتور ایرانی باشد كه در ترجمه كتاب تاریخ طبری توسط بلعمی در سده هشت هـ ق ذكر شده است .

تابلوی مینیاتور دیگری از كتاب معراج نامه معروف به معراج نامه میر حیدر ، مربوط به 840 هـ .ق است كه حضرت محمد (ص) را در میان حضرات پیامبران: نوح، ابراهیم،موسی،عیسی (ع) بر روی سجاده نشان می دهد(تصویر 1 ) .مطابق توضیحات معراج نامه (( حضرت ابراهیم (ع)در حالی كه برای نیایش فراخوانده می شود ، از جبرئیل می خواهد كه حضرت محمد(ص)امامت را بعهده بگیرد)) ( رزسكای، 1385: 39).

درنگاره ای دیگر پیامب راسلام(ص)در مركز و بر روی سجاده نشسته و در سمت چپ او سه تن از اصحاب خاص با دستار سفید و در سمت راست وی سه نفر (احنمالا)ازخاندان وی با لباس تیره رنگ نشسته اند(تصویر2).

پرداختن به این نگاره ها ،در تاریخ و پژوهش در باره جایگاه نماد و نشانه از اهمیت خاصی برخوردارند; زیرا هم وجود و هم كابرد این گونه فرشها را در دوره قبل از صفویه و قرون هشتم و قبل از آن را به اثبات می رساند و علاوه بر آن ،این سجاده ها در نگاره هایی آمده اند كه شمایل پیامبر (ص)در آن ها موجود است و از این لحاظ دارای اثر و اهمیت دوره اسلامی است.نگاره دیگری از كتابی به زبان تركی و احتمالا مربوط به قرن دهم وجود دارد كه در موزه توپقاپی استانبول است و پیامبر(ص) را در حال عبادت ، روی سجاده ای نشسته است، نشان می دهد.نكته بسیار قابل تامل در این آثار ،رابطه اجزای آثار و محتوایشان در كنار شمایل پیامبر (ص) بر سجاده ها است.این مطلب در نگاره های دیگری كه محراب ها وجود دارند نیز دیده می شود و تصاویر محراب ها زابطه نزدیكی با شمایل پیامبر (ص) دارند كه بسیار حائز اهمیت است.

فرش های محرابی

قدیمی ترین فرشهای محرابی همان سجاده ها یا جانمازها هستند.این فرشها را در زبانهای تركی به نام نمازلیك و در انگلیسی قالیچه نمازی ( Prayer Rug  ) می خوانند كه هر دو به معنای فرش نماز است .قدیمی ترین نمونه های ایرانی موجود از این فرشها مربوط به دوره صفوی و قرن دهم هجری قمری می باشد.سه نمونه از این سجاده ها در موزه چهل ستون اصفهان ، دو نمونه در موزه ملی ایران و اندك شماری در موزه فرش ایران و تعدادی هم در موزه های خارج از كشور نگهداری می شوند.عناصر به كار رفته در این فرش ها بیشتر شامل ادعیه مذهبی و آیات قرآن مانند دعای نادعلی(ع)،آیه الكرسی ، اسماءالله و مضامین مذهبی دیگر از معروف ترین جملاتی كه بر روی این سجاده ها نقش بسته ، جمله ی ((عجلو بالطلوة قبل الفوت)) و (( عجلو بالتوبه قبل از موت )) است ( تصویر 3)كه اكثرنمونه های اولیه آمده و نشان از اهمیت نماز نزد مسلمانان دارد.

(( آشكار است كه طرح قالیچه های سجاده ای پس از ظهور اسلام به وسیله هنرمندان مسلمانریخته شده و این قالیچه ها از صدها سال پیش به عنوان زیرانداز برای نمازگزاران مورد استفاده قرار گرفته است.سجاده بافی اینك یكی از رشته های متئاول و آشنا در هنر و صنعت فرش بافی ایرانیان است))(فلچر).

آرتور اپهام پوپ در كتاب شاهكارهای هنر ایرانی به پیدایش نمونه های سجاده ها و قالیچه ها ی محرابی در یاران قرن دهم اشاره كرده است((تنها در قرن دهم بود كه سجاده های بسیار خوش بافت در ایران به وجود آمد.جزئیات و دقایق این چند قطعه فرش ظریف و زیبا به مطالعه دقیق آن می ارزد:مثلا در مورد حاشیه زیرین سجاده متعلق به ئو سلسله خطوط ماپیچی ، كه سلسله اول آن درشت تر و به گل های اسلیمی كوچك و زیبا ختم می شود و دومی كوچك تر و داخل اولی قرار دارد))(فلچر).

هریك از دو سلسله در جهات مختلف و نسبت های مختلفی سیر می كنند و از هم جدا می شوند و باز دربرگ نخل های بسیار خوش طرح با زاویه های دل آویز و به هم می پیوندند.این شیوه یكی از دشوارترین كارهای بافندگی است.چون این فرش مختص نماز است ، مورد استفاده دینی آن در درجه اول اهمیت قرار دارد.در نوارهای حاشیه اغلب این فرش ها ، آیات قرآن كریم نوشته شده است ( تصویر 4 ).

لازمه چنین فرشی آن است كه هرچه بیشتر سوره و آیات قرآنی را متضمن باشد، بنابراین در نوارهای خارجی و داخلی حاشیه نیز آیات قرآنی مكتوب است.در مربعات كوچك میان حاشیه هم آیات به خط كوفی منقوش است.

گنبد متن فرش كه محل سجود است یعنی در محلی كه پیشانی نمازگزار قرار می گیرد، نام خداوند بزرگ در كتیبه ای قرار دارد ( الله اكبر كبیراً كبیرا)و اطراف و بالای این گنبد را قطعات به رنگ های مختلف قرار گرفته كه در داخل آن ها نیز صفات خداوند ثبت شده است،در نوار حاشیه دور گنبد نیز دعایی نوشته شده است. ((روی هم رفته ،در این وسعت كم طراح كوشیده است كه هرچه بیشتر از آیات و ادعیه را بگنجاند هرچند در این كوشش برای آن – كه فرش جنبه مقدس بدهد،توفیق كامل نیافته است.این امر مخصوصا در طرح كلمات مقدس میان ابرها آشكار می شود . خطاطی كه یكی از شریف ترین هنرهاست باید میدان و زمینه كافی داشته باشد)) ( پوپ ،1368: 210).هم چنین نمونه هایی از فرش های محرابی از دوره صفوی وجود دارد كه نمونه های موجود در موزه ملی ایران از آن جمله است.

 

گونه های مختلف فرش محراب

علاوه بر فرش های سجاده ای یا جانمازی كه مهمترین دسته از خانواده فرش های محرابی هستند،انواع دیگر فرش محرابی شامل : محرابی قندیل درا ، محرابی صف (چندنفره)،محرابی درختی ،محرابی تصویر دار،محرابی ستون دارو محرابی گلدان می باشند،كه هریك از گونه های مختلف فرش محرابی نیاز به بررسی و تحلیل جداگانه ای دارد.البته باید خاطر نشان ركد انواعی از فرش های محرابی با نام محرابی تصویری ، كه عمدتا مربوط به اواخر قرن سیزدهم و قرن چهاردهم و پس از آن هستند ، بیشتر جنبه تزئینی داشته و امكان استفاده ان در مسجد یا برای نماز خواندن شخصی وجود ندارد،نماز خواندن روی فرش یا سجاده تصویر دار منع شده است.

تنوع نقوش سجاده ای

عمده ترین نقوشی كه بر فرشهای سجاده ای علاوه بر ادعیه مذهبی ،آیات قرآنی و احادیث گوناگون در اهمیت نماز بافته شده است،نقوشی هستند كه ممكن است درنمون های دیگر فرش نیز بافته شده باشند ولی نكته ای كه اهمیت دارد و باید به آن توجه كرد این است كه این نمادها را باید در این گونه فرش ها در ارتباط با فرهنگ اسلامی مشاهده كرد.بعضی از نقش ها مرتبط با نمادها و نشانه ها ی طبیعی و بعضی تجسمی بوده و در میان آن ها نقوش تلفیقی نیز دیده می شود.

تنوع نماد قندیل

از مهم ترین نمادهای به كار رفته در فرش های سجاده ای نماد قندیل است ؛اگرچه قدیمی ترین نمونه موجود از از گونه قندیل در فرش شیخ صفی است كه آن هم به دلیل كاركرد معنوی آن بوده است (تصویر 5).همان طور كه در نگاره تارخ طبری تصویر شده ،این نگاره فرش محرابی از نمونه قندیل دار را تصویر كرده است و نشان دهنده اهمیت زیاد این نماد در فرهنگ اسلامی است .خداوند در سوره ای از قرآن كریم كه نور نامیده می شود،اهمیت این نشانه ذات الهی در شناخت خود را واضح بیان می دارد.خداوند در سوره نور آیه 35 می فرماید:

((الله نورالسموات والارض مثل نور كمشكوة فیها مصباح المصباح فی رجاجة الزجاجه كانها كوكب دری یوقد من شجره مباركه زیتونه لا شرقیه و لا غربیه یكاد زینها یضی و لو لم تمسسه نار نورعلی نور یهدی الله لنوره من یشاء ویضرب الله الامثال الله و الله بكل شی ء علیم )).

(خداوند نور آسمانها وزمین است،حكایت نورش به مشكوتی ماند كه در آن روشنی از درخت مبارك زیتون كه(با آن شرق و غربی نیست)شرق و غرب جهان بدان فروزان است.بی آن كه آتشی آن را برافروزد ، خود به خود جهانی را روشنی بخشد كه پرتو آن نور حقیقت بر روی نور معرفت قرار گرفته و خدا هر كه را خواهد به نور خود هدایت كند . این مثل ها را خدا برای مرئم هوشمند می زند و خدا به همه امور داناست).

هم چنین در كلام پیامبر اسلام (ص) نیز آمده است كه؛(( من اسرج فی مسجد من مساجد الله سراجا لم تزل الملائكه و حمله العرش یستغفرون له ما دام فی ذلك المیجد ضوء من ذلك اسراج)) و هر كس چراغی را در مسجدی از مساجد خدا روشن كند تا وقتی كه نوری از آن چراغ  در آن مسجد باقی است،ملائكه و حاملان عرش خداوند برای او طلب مغفرت می كنند(قائمی بافقی،1378: 165).

((رواج استفاده از قندیل در طراحی ها پس از بیان تفسی آیه 35 از سوره نور ، به وسیله حكیم و مفسر الهی امام محمد غزالی در تفسیر مشكوة الانوار صورت گرفته و كم كم نقش قندیل در سجاده ها و طرح محرابی تغییر كرده و چراغ آن شكل چلچراغ به خود گرفته است)) ( دانشگر،فرهنگ جامع فرش ،1390: 365)

از نمادهای دیگر در این فرش ها نماد سرو است كه از دوران باستان تا كنون نماد زندگی و حیات دائمی طبیعت بوده است.بهار از قول میرچاده الیاده نقل می كند كه درختان مقدس به سبب قدرت حیات و كیفیت تجدید حیات هر ساله ، مظهر كیهان به شمار می رفته اند.

((نقش درخت كهن ، به منزله ستونی كیهانی در ستون ها ومحراب ها ك به نقش درخت و گل آراسته است ، نشانه تقدس آنها ست))(طهوری ،1381: 183)در دوره اسلامی ،این نماد با موضوعات دیگری نیز در آمیخته شده و برای اعتدال محمدی با سرو آمده است؛ در جایی كه سعدی می گوید:

(( ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

سعدی اگر عاشقی كنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد ))

كه می توان یكی از دلایل استفاده از نماد سرو در فرش های سجاده ای ، همین امر باشد (تصاویر6و7).

از تصویر كردن باغ نیز كه سابقه ای دیرینه در صنعت و هنر فرش ایران دارد ،در این گونه از فرش ها استفاده شده است.نقوش این فرش ها را می توان مرتبط با تصاویر شرح داده شده در آیات قرآن دانست؛ برای مثال آن جایی كه خداوند در توصیف بهشت ((جنات تجری من تحت الانهار )) آورده و تاثیر آن در فرشی از اصفهان كه موسوم به دروازه بهشت است و آن را در موزه فرش ایران می توان دید.

در تحلیل ویژگیهای فرشهای محرابی و سجاده ای (كه محل استقرار كف دست نمازگزاران به هنگام سجده بر آن مشخص شده است تصویر 8)،می توان به استفاده از نقوش خاص یا نشانه ویژه یا حتی نمادی متمایز در متن بافته ها اشاره كرد.برای مثال در این نوع فرش ها از نقش حیوان در متن استفاده نشده است؛ زیرا نماز خواندن بر روی فرشی كه تصویرحیوان داشته باشد در میان بعض از فرق مختلف اسلامی كراهت دارد؛ یا این كه در پنجاه سال گذشته در فرش های بافت تركمن ،فرشی را با تصویر حیوان نمی توان یافت (حصوری،1376: 59).

نقشه ای كه اساسا از نقوش گلستان گرفته شده و پنجره ای به یك باغ پرگل ، كه در ایران به نام حاج خانومی و در میان قشقائیان، ناظم و در جهان هزار گل نامیده می شود؛ سخت تحت تاثیر نقشه محرابی قرار گرفته و به همین منوال نقشه های محرابی را هم تحت تاثیر قرار داده است(حصوری،1381: 56).

برای تحكیم ادعای ذكر شده در متن مقاله ،تاریخچه ای از فرش های محرابی و سجاده ای ایرانی در توپقاپی استانبول در فهرست اموال موزه ثبت شده اند كه مربوط به سال 1680 میلادی است.در مورد این فرش های سجاده ای می توان به روش باقت ،مواد به كار رفته در آن و معرفی نقش و كتیبه كه نود و هشت تخته از آن مستند شده اند،اشاره كرد(ایلند،1384: 34).

نتیجه گیری

شاخص های متنوع ،نگاه های متفاوت و منابع مختلفی برای معرفی طرح ها و نقشه های فرش دستباف ایرانی وجود دارد. بعضی از این نقوش با الهام از نقاشی در دوره ها و مكتب های مختلف نگارگری بر جای مانده اند.پس از تیموریان و در دوره اسلامی، نقش های بسیار ظریف و دقیق كهن ،با نوآوری همراه بوده و در این مسیر ،نوادگان تیمور كه برای هنر ارزش بیشتری قائل بودند به گسترش آن مبادرت ورزیدند.این نقش ها در سه دسته اصلی نقوش ساده،نقوش پیچیده و نقوش گردان طبقه بندی و ارائه شده اند. به مرور زمان این نقوش در عصر صفوی با تركیبات متفاوت از هنرهای مختلف بهره گرفت و پس از طی مراحل گذار ،به مرحله بهره برداری در طراحی نقوش و هنر فرش بافی رسید وهم چنین با استفاده از هندسه فرش و كاربردهای مختلف در نزد استادان این حرفه قوام یافت.

دسته ای از فرش ها كه در طبقه بندی كلی به فرش های محرابی معروف هستند، اغلب برای سجاده ها و نقشه های یك طرفه ، با آویز میانی به صورت قندیل یا در مركز به صورت گلدانی ، گسترش یافتند.مباحث موضوعی و تطبیق تصاویر در هنر نگارگری و تصاویر موجود در هنر فرش های بافته شده و استفاده از محراب،همگی وجوه ممشترك فراوانی دارند كه حائز اهمیت است.در جستجوی پیشینه این فرش ها و ماخذ معرف هنر و فرهنگ ایرانی ،میتوان به نمادها و نشانه های خاص در هنر اسلامی و به كارگیری آن در صنعت و هنر فرش اشاره كرد؛نمادهایی همچون گل ،گیاه ،پرنده،حیوانات رام و حتی نقوش شكسته یا پیچ دار اسلیمی و نقشه های دوار در متن فرش های محرابی و سجادهای ،كه وجه مشترك بعضی از این نمادها فراوان است،و اغلب همراه مضامین برگرفته از فرهنگ و هنر اسلامی ارائه شده اند.






نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
ارسال شده در: پنجشنبه 22 فروردین 1392 :: توسط : پرویز داودیان پور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : پرویز داودیان پور
نویسندگان
صفحات جانبی
Emil
نظرسنجی
1-به نظر شما با ( توجه به قیمت ) استفاده از فرش دستباف نسبت به فرش ماشینی چه قدر اهمیت دارد؟







برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :